تبلیغات
Etelaat Zanashoei - Ghabl & Baad Ezdevaj - مشکلات انتخاب ھمسر در ایران
جمعه 27 آبان 1390

مشکلات انتخاب ھمسر در ایران

   نوشته شده توسط: Siavash&Mohsen Rezaei    

مشکلات انتخاب ھمسر در ایران


١- تمایزات اجتماعی : 
- ھمانگونه که امیل دورکیم جامعه شناس فرانسوی قرن نوزدھم خاطر نشان می کند ، در دنیای امروز ، افزایش
جمعیت و گسترش تقسیم کار اجتماعی و بوجود آمدن مشاغل متنوع ، موجب ارتباطات اجتماعی زیاد ، تراکم
( اخلاقی و ارزشھا و ھنجارھای گوناگون درجامعه شده است . ( گی روشه، ١٣۶۶ :ص ۴٣
ھرچند تنوع ارزشھا و ھنجارھا درجوامع مختلف ، از دیر باز وجود داشته ، اما آنچه که ویژگی جامعۀ جدید است ،
وجود این تنوع در یک جامعۀ واحد می باشد . به گفتۀ دورکیم جامعۀ قدیم که مبتنی بر" ھمانندی " بوده ، جای
خود را به جامعۀ جدید که دارای خصیصۀ "تمایز پذیری اجتماعی " است ، می دھد .
درجامعۀ جدید در مقایسه با جامعۀ قدیم ، افرادبا یکدیگر متفاوت ھستند و ھر قشر و گروه دارای ارزشھا ، ھنجارھا
، الگوھای رفتار و رسوم اجتماعی خاص خود می باشد .
در نیمۀ دوم قرن بیستم و در آستانه قرن بیست و یکم ، تنوع و ناھمانندی ھنجارھای اجتماعی علاوه براینکه جوامع
کشورھای غربی را از تمایزپذیری اجتماعی بیشتری برخوردارنمود ، درکشورھای جھان سوم نیز ، باتوجه به ورود
تحولات ناشی از مدرنیته به این جوامع ، آنھا را نیز تحت تأثیر قرارداده و یک دستی و ھمانندی اجتماعی گذشته
اشان را تبدیل به تمایز اجتماعی نمود . درنتیجۀ این تغییرات ، گروھھا و اقشار اجتماعی ، حتی افراد یک شبکۀ
خویشاوندی و بالاتر از آن افراد یک خانواده ، دیگر مثل جامعۀ گذشته دارای افکار ، عقاید ، الگوھای رفتار مشابھی
نیستند بلکه ھر گروه و حتی ھر فردی از الگوھای رفتار متفاوتی پیروی می نماید . این امر خود را در ازدواج و
ھمسرگزینی به وضوح نشان می دھد .
دختران و پسران دردوران کنونی ، برای یافتن شریک زندگی خود ، علاوه بر مشکلات عدیدۀ دیگر که شرح آنھا
در ادامۀ این مطلب خواھد آمد ، از نظر یافتن یک ھمسر ھمسان با خود نیز دچار مشکل ھستند . آنھا دیگر مثل
دوران گذشته نمی توانند ھمسر خود را ندیده و نشناخته انتخاب نمایند و امیدوار به ھمسانی فکری ، ارزشی و
ھنجاری در زندگی مشترک آینده اشان باشند . لذا توجه جوانان به ھمسانی فکری ، اخلاقی و ھنجاری در امر
ھمسر گزینی بصورت یکی از مشکلات آنھا در آمده و در بسیاری موارد بعنوان مانعی در امر ازدواج آنان قرار گرفته
است . آنھا به خوبی دریافته اند که عدم توجه به این امر می تواند موجب شکنندگی ازدواج شده و در نھایت به
طلاق منجر شود. دکتر ساروخانی در این مورد می گوید : " ھر قدر زوجین از دیدگاھھای اجتماعی نظیر تحصیل و
اشتغال یا فردی و جسمانی نظیر سن و یا فرھنگ و یا طبقات تراز یکدیگر باشند ، به ھمان نسبت میزان طلاق رو به
کاھش می گذارد . در مقابل ، ھر قدر زوجین از نظر خُلق و خوی و منش مکمل یکدیگر باشند ، باز به ھمان نسبت
. ( میزان طلاق کاھش می یابد . " ( ساروخانی ، ١٣٧٢ : ص ١١٣
٢- تفاوت نسلھا : 
یکی دیگر از مشکلات جوانان در امر ھمسر گزینی و ازدواج ، مربوط به قرار داشتن جامعۀ ایران درمرحلۀ گذار از
سنت به مدرنیته می باشد . این امر درمسئله ازدواج خود را به شکل تفاوت نسلھا نشان می دھد . روند تحولات
در ارزشھا ، رسوم والگوھای رفتاری به قدری سریع است که آنرا درفاصلۀ دو نسل ( والدین و فرزندانشان ) می توان
تشخیص داد . فرزندان تأثیر بیشتری ازقالب ھای دنیای مدرن می پذیرند و در انتخاب ھمسر ، معیارھا و ملاک ھای
دنیای متمدن را بیش از الگو ھای ارزشی والدینشان درنظر می گیرند . امروزه برای زنان معیارھایی از قبیل نقش
اجتماعی ، تحصیلات دانشگاھی ، تساوی حقوق با مردان ، اشتغال در کارھای خارج ازمنزل و ... از مسائلی است
که مورد توجه آنان درانتخاب شوھرانشان می باشد ؛ و برای مردان جوان نیز تصمیم گیری در پذیرش و یا عدم پذیرش
خواسته ھای دختران جوان در امور مذکور در فوق نقش تعیین کننده ای در انتخاب ھمسرانشان دارد . ازطرف
دیگر والدین درایران ھنوز نقش تعیین کننده ای در مشاوره با فرزندانشان در انتخاب ھمسر دارند و بعضأ الگوھای
ارزشی اشان متفاوت با فرزندانشان است که موجب چالش بین معیارھای والدین و فرزندان می شود .
بنظرمی رسد در جامعۀ کنونی ایران در اکثریت خانواده ھا بین فرزندان و والدین در مورد ملاک ھای ھمسرگزینی
یک نوع مصالحه بوجود آمده است ؛ ھرطرف تاحدودی به نفع طرف دیگر از ترجیحات خود کاسته و سلائق وخواسته
ھای خود راتعدیل نموده است . در واقع ، والدین و فرزندان توانسته اند تا حدودزیادی برسر انتخاب ھمسر به گزینه
ھای یکدیگر توجه نموده و به توافق برسند . با این وجود تفاوت ارزشھای والدین و فرزندان در بسیاری از خانواده ھا
ھمچنان بعنوان یکی از مشکلات ھمسرگزینی جوانان وجود دارد .
٣- نظام حقوقی ایران درارتباط با حقوق زنان : 
یکی دیگر از مشکلات مربوط به ازدواج که منشاء بوجود آمدن مشکلات عدیدۀ دیگر شده است ، مشکلات
مربوط به حقوق زنان مصرّحه در قوانین مربوط به ازدواج و طلاق می باشد . بنا به گفتۀ بسیاری از حقوقدانان و
کارشناسان مسائل مربوط به خانواده ، و نیز واقعیات موجود در پرونده ھای محاکم مربوط به مسائل خانواده و
طلاق ، درجامعۀ فعلی ایران با وجود تجدید نظرھا و اصلاحات فراوانی که پیش از انقلاب اسلامی و بعد ازآن در مواد
قانونی ازدواج و طلاق صورت گرفته است ، ھنوز نارسایئھای بسیاری در زمینۀ برقراری عدالت وعدم تبعیض بین
حقوق مرد و زن وجود دارد . بعضی از این نارسایئھا مربوط به تفاسیر اشتباه از دستورات فقھی اسلام و ناشی از
عدم توجه به شرایط و موقعیت ھای زمان و مکان می باشد . به عبارت دیگر قوانین و ھنجارھای اجتماعی که در
زمانھایی می توانسته اند در استحکام خانواده ھا مفید باشند و وظایف و تکالیف زن وشوھر را در زندگی
زناشویی و یا ھنگام بروز اختلاف بین زوجین ، تعیین نمایند ، درحال حاضر باتوجه به تغییرات زیاد درخواسته ھا و
انتظارات زن ومرد که ناشی از تأثیر فرھنگ و تمدن جدید است ، ممکن است مناسب نباشند . لذا اینگونه
قوانین، نظام حقوقی را در تأمین خواسته ھای زوجین ، مخصوصأ زنان دچار چالش نموده و مشکلات فراوانی را در
ارائه راه حل ھای متناسب با وضعیت کنونی خانواده ھا ، بوجود آورده اند . از جملۀ این مشکلات می توان به شرط
عٌسر و حرج در تقاضای زن برای طلاق شوھرش نام برد ." عٌسر وحرج به عنوان یکی از مواردی است که بر مبنای
آن زنان می توانند از دادگاه درخواست طلاق نمایند . به بیان دیگر ، در صورتی که ادامۀ زندگی زناشویی به دلایل
مختلف برای زوجه غیر قابل تحمل شود ، وی مجاز است از دادگاه رفع پیوند زناشویی را خواستار شود ." ( مرتضی
حاجی پور ، ١٣٨٣ : ص ١۶٧ ) چنانچه مرتضی حاجی پور در مقاله خود آورده است : " بررسی ھا نشان می دھد
که این کلّیت در عمل مشکلاتی را به وجود می آورد چرا که عٌسر و حرج مفھومی است نسبی که ارتباط عمیقی
با روحیات فرھنگی و ایدئولوژیکی اشخاصی ( قضاتی ) دارد که قرار است در این مورد به اظھار نظر بپردازند . " (
ھمان : ص ١٨١ ) وی ھمچنین اضافه می کند : " ابھام در مفھوم عسر و حرج و نسبیت آن بر حسب زمان و مکان
واکنش ھای متفاوتی را نسبت به موضوع مورد ادعا در دادگاه ھا ( اعم از بدوی و عالی ) به وجود می آورد . به
عبارت دیگر ، مفھوم عسر و حرج بر حسب شرایط مکانی و زمانی متغیر است به نحوی که برای زنان مثلاً فلان
منطقۀ روستایی عسر و حرج ھمان مفھومی را ندارد که برای زنان مثلاً تھرانی ممکن است داشته باشد . این
نسبیت باعث می شود برای قضاتی که در فرھنگی خاص تربیت شده اند ، عسر و حرج ادعایی زنان مثلاً تھرانی
قابل درک نباشد مگر آنکه به نحوی از انحاء از جمله ضرب و شتم شدید ، رھا کردن زوجه برای مدت طولانی ، اعتیاد
شوھر به نحوی که خانواده را کاملاً متلاشی سازد ، صرفنظر کردن زن از تمام حقوق خود و .....تجلی خارجی یابد .
" ( ھمان : ص ١٨٠ ) بطورکلی می توان چنین نتیجه گیری کرد که باتوجه به قوانین موجود مرد خیلی راحت تر
وزودتر می تواند ھمسرش رابه دادگاه کشانده وزن خود را طلاق دھد ولی زن درصورت تصمیم به طلاق شوھرش -
براثر اعتیاد به مواد مخدر، خیانت به وفاداری زناشویی و....... اولأ نمی تواند به راحتی این اموررابرای دادگاه محرز
نماید ، ثانیأ راه فرار مردان از این اتھامات با توجه به قوانین موجود بسیار راحت می باشد . در مجموع ، این
نارساییھای حقوقی موجب شده اند تا دختران و والدین آنھا نسبت به پذیرش خواستگاران ، سخت گیر و محتاط
باشند و التزام ھایی را به صورت مھریه و طرق دیگر از پسر و خانواده اش خواستار شوند . ھمچنین ، قوانین مربوط
به ارث در نظام حقوقی ایران نیز مشکلاتی را برای زنان بوجود می آورد که در مورد آنھا در مبحث" مشکلات مربوط
به افزایش میزان مھریه" توضیح داده خواھد شد .
۴ - مشکلات مربوط به افزایش میزان مھریه : 
ھمانگونه که درمورد وضعیت حقوق زنان درنظام حقوقی خانواده درایران گفته شد ، زنان از ھنگام انتخاب ھمسر و
مراحل بعد از آن تا موقع ازدواج ، بدلیل عدم تأمین حقوقی درصورت وقوع اختلاف با شوھر و یا الزام به طلاق ،
دارای دغدغۀ دفاع ازحقوق مشروع خود ھستند . به این جھت درھنگام عقد ازدواج ضمن شروط خود ، میزان
مھریه را به گونه ای تعیین می کنند تا اولأ ازسوء استفادۀ شوھر درصورت بوالھوس بودن و تصمیم به طلاق زن به
بھانه ھای واھی پس از ازدواج ، جلوگیری نمایند و درثانی اگر بنا به ھر دلیلی ازدواج ، منجر به طلاق شد ، زن
ازنظر تأ مین ھزینۀ زندگی خود برای بقیۀ عمر دچار مشکل مالی واقتصادی نباشد .
در مجموع می توان گرایش به بالابردن مھریه را از طرف زنان وخانواده ھایشان درھنگام عقد ازدواج ، موارد ذیل
دانست :
الف- پیشگیری ازطلاق زن توسط مرد بدلایل واھی و یا بوالھوسی مرد.
ب- عدم امکان ازدواج مجدد برای اکثریت زنان مطلقه بدلیل :
ج- سنت ھایی که در مورد ازدواج مجدد زنان مطلقه و زنان بیوه براثر فوت ھمسر در جامعه وجود دارد .
- پائین بودن نسبت جنسی درجامعۀ ایران - بگونه ای که درادامۀ بحث ، تحت عنوان " عدم تعادل جمعیتی در سن
ازدواج در ایران " خواھد آمد - که موجب می شود تا مردان عمدتاً ھمسرانشان را از دختران ھرگز ازدواج نکرده
انتخاب نمایند.
- باقی ماندن آثار نظام مردسالارانه دراکثر خانواده ھا که اکثریت زنان را از تملک دارایی ھای کسب شده پس از
ازدواج محروم می نماید ، مضافأ به اینکه طبق قانون درصورت فوت شوھر ، زن فقط یک ھشتم از دارایی شوھرش
را به ارث می برد واین سھم در مورد خانۀ مسکونی ، فقط ازاعیان ( ساختمان ) است و زن ازعرصه ( زمین زیر
ساخت ) ارث نمی برد و این درحالی است که ارزش خانۀ مسکونی در اکثر شھرھا ، باتوجه به بالابودن قیمت زمین
، مربوط به زمین زیر ساخت است و بنای ساخت ھای مسکونی نسبت به قیمت زمین ارزش چندانی ندارد . این امر
نیز یکی از موجبات تمایل به افزایش مھریه از طرف زنان در ھنگام عقد ازدواج بوده و در صورت عدم توافق با داماد
و خانواده اش ، بصورت مانعی در امر ازدواج قرار می گیرد .
۵ - فقدان امکانات اولیه معیشتی برای شروع زندگی : 
طبق آمارھای رسمی و غیر رسمی ، میزان بیکاری در کشورما به حدی است که ازمیانگین جھانی بسیار بالاتر می
باشد و از معضلات کشور بشمار می رود . ھرچند دامنۀ بیکاری ، ھمۀ اقشار اجتماعی را در برمی گیرد، اما بیکاری
فارغ التحصیلان - درسطوح کارشناسی ، کارشناسی ارشد و تا حدودی در مقطع دکتری برای بعضی از رشته ھای
تحصیلی - یکی از مسائل حاد جامعۀ امروز ما راتشکیل می دھد . علاوه بر آثار وتبعات این معضل در زمینه ھای
مختلف دیگر ، درامر ازدواج جوانان - مخصوصأ ازدواج مردان – بسیار نقش تعیین کننده ای ایفاء می نماید . بیکاری
مردان و یا پائین بودن سطح دستمزدھا برای جوانانی که با ھردرجۀ تحصیلی مشغول به کارمی شوند و نیز عدم
امنیت شغلی در ھنگام اشتغال به کار ، از موانعی است که موجب می شود تا پسران نتوانند اقدام به انتخاب
ھمسر برای ازدواج و تشکیل خانواده نمایند .
۶ - بالابودن توقعات وانتظارات زوجین برای تشکیل خانواده : 
در ادامۀ مبحث مربوط به بیکاری و کمبود دستمزد باید این موضوع را در نظر داشت که جوانان علاوه بر مشکلات
مربوط به کسب درآمد کافی برای شروع به زندگی ، از سطح توقعات و انتظارات نسبتأ بالایی - نسبت به والدین و
نسل ھای قبل از خود - برخوردارمی باشند .
ازعمده ترین نیازھای معیشتی جوانان برای شروع به زندگی ، داشتن مسکن مستقل – ھر چند بصورت اجاره ای
و رھنی - می باشد که باتوجه به بالا بودن نرخ ھای اجارۀ مسکن ، بسیاری ازجوانان امکان اجاره نمودن یک خانۀ
کوچک را نیز دارانمی باشند . علاوه برآن ، داشتن اتوموبیل و یا بسیاری از لوازم منزل که درسالھای اخیر برای
تشکیل خانواده ، مرسوم شده است ، موجب شده تا جوانان نتوانند بین درآمدھای خود و ھزینه ھای ضروری
زندگی تعادلی بوجود آورده وتشکیل یک خانوادۀ مستقل – از والدین خود - را امکانپذیر بدانند. باید توجه داشت که
دردھه ھای اخیر با توجه به تمایزات فرھنگی نسل جوان با والدینشان ، امکان زندگی مشترک زوج تازه ازدواج
کرده با والدین شوھر و یا زن ، تقریبأ امکان ناپذیر شده است و فقط در بعضی از خانواده ھای روستایی وبه نسبت
بسیار کمتری در مناطق شھری ، این نوع زندگی مشترک زوجین با والدین مقدور بوده است
٧ - بحران ھویت دربین جوانان درجامعۀ کنونی ایران : 
جوانان ایرانی در جامعۀ درحال گذار – از سنت به مدرنیته - کشورمان به نوعی دارای بحران ھویت می باشند ؛ ازیک
طرف تحت تأثیر نسل ھای قبل - والدین و مسئولین فرھنگی ، اجتماعی و سیاسی ، خودراتحت فشار قوانین ،
رسوم و آداب و عادات برآمده از سنت ھای اجتماعی و مذھبی می بینند و مجبور به رعایت این ھنجارھا ھستند و از
طرف دیگر با گسترش و نفوذ رسانه ھای عمومی ازقبیل تلویزیون ، ماھواره ، اینترنت و رسانه ھای مکتوب ، خود را
در دنیایی می بینند که با سنت ھای فرھنگی نسل قبلی اشان دارای فاصلۀ زیادی است . در تعارض و تقابل سنت
و مدرنیته ، جوان ایرانی نه تنھا ھویت واقعی خود را دستخوش تلاطم وبی ثباتی می یابد بلکه درشناخت دیگران نیز
نمی تواند معیارھای مشخص و تأیید شده ای را شناسایی نماید . قدر مسلم این مسئله برای جوانان درانتخاب
ھمسری که بعنوان شریک زندگی ، نقش تعیین کننده و اساسی در آینده اشان دارد ، از اھمیت بسیاری
برخوردار است . به عبارت دیگر پسر و یا دختری که نمی تواند خود را بشناسد و ویژگی ھای مثبت و منفی خود را
به درستی و با ملاک ھای متیقن ارزیابی نماید، چگونه می تواند در ارزیابی دیگری - ھمسر آیندۀ خود - موفق
باشد . از اینرو پسر یا دخترجوانی که به سن ازدواج رسیده است و باید ھمسر آیندۀ خود را از میان دختران و یا
پسران - خواستگار - خود انتخاب نماید ، دچار تردید ، وسواس ودودلی است و در نھایت ، این امر می تواند موجب
تأخیر در ازدواج او گردد . آمارھای تجرد قطعی ، که در سالھای اخیر رو بفزونی گرفته است ، می تواند در کنار سایر
عوامل ، درنتیجۀ این بحران - ھویت – در جوانان باشد .
٨ - عدم تعادل جمعیتی در سن ازدواج در ایران : 
آمارھا نشان می دھند که میزان رشد جمعیت ایران در فاصلۀ بین سالھای ١٣٣۵ تا ١٣٧۵ علیرغم اینکه یک کاھش
کلی داشته ، اما در دھۀ ١٣۵۵ تا ١٣۶۵ از رشد بسیار بالایی برخوردار بوده است .
(١٣٣٥- متوسط رشد سالیانه جمعیت به تفكیك جنس ( ٨٠
سال زن مرد
٣٫٨٥ ٣٫٣٥ ٤٥-١٣٣٥
٣ ٣٫١٥ ٥٥-١٣٤٥
٤٫٥٦ ٤٫٨ ٦٥-١٣٥٥
٢٫٧٦ ١٫٢ ٧٠-١٣٦٥
١٫٢١ ١٫٨٢ ٧٥-١٣٧٠
١٫٥٧ ١٫٦٦ ٧٦-١٣٧٥
١٫٥٤ ١٫٥٤ ٧٧-١٣٧٦
١٫٥٢ ١٫٦٩ ٧٨-١٣٧٧
١٫٥ ١٫٥٨ ٧٩-١٣٧٨
١٫٤٨ ١٫٥٦ ٨٠-١٣٧٩
مأخذ : مركزآمار ایران
۵۵ منجر به افزایش قابل توجه جمعیت این دوره شده است ، بطوریکه - نرخ رشد بالای جمعیت درایران طی دھۀ ۶۵
جمعیت ٣۴ میلیون نفری ایران در سال ١٣۵۵ برای سال ١٣۶۵ به بیش از ۴٩ میلیون نفر افزایش یافته است : ( مرکز
. ( آمارایران ، ١٣٧۶
٢- جمعیت و متوسط رشد سالانه -١
سال تعداد جمعیت متوسط رشد سالانه (درصد)
٣/ آبان ١ ١٨٩٥٤٧٠٤ ١٣٣٥
٣/ آبان ١ ٢٥٧٨٨٧٢٢ ١٣٤٥
٢/ آبان ٧ ٣٣٧٠٨٧٤٤ ١٣٥٥
٣/ مھر ٩ ٤٩٤٤٥٠١٠ ١٣٦٥
٢/ مھر ٥ ٥٥٨٣٧١٦٣ ١٣٧٠
١/ آبان ٥ ٦٠٠٥٥٤٨٨ ١٣٧٥
مأخذ  مركز آمار ایران . (ر. پ).
- مركز آمار ایران . مدیریت آمارھای اجتماعی و اقتصادی
این افزایش جمعیت ، به شکل ھای گوناگون ، نظام اقتصادی - اجتماعی کشور راتحت تأثیر قرار داده است . افزایش
۶۵ که عمدتأ ناشی از افزایش موالید بوده ، درابتدا خودرا به صورت افزایش ھزینه ھای - جمعیت ایران دردھۀ ۵۵
مربوط به خدمات پزشکی ، بھداشتی وتغذیه نوزادان وکودکان نشان داد . پس از آن وقتی این انبوه جمعیت سالھای
خردسالی راطی کرد ، بخش آموزش و پرورش رادچار کمبود فضای آموزشی نمود و بحران کمبود امکانات آموزشی به
۵۵ نشان می دھد ، عمدۀ - تدریج از مقاطع ابتدایی به مقاطع بعدی تحصیلی انتقال یافت . چنانچه آمار سالھای ۶۵
موالید درآن دھه مربوط به دورۀ ۵سالۀ
٨۵ ( مقطع زمانی که درآن ھستیم ) از یک طرف به سن کار و تحصیل در - ۶٠ می باشد که دردورۀ پنج سالۀ ٨٠ -۶۵
دانشگاه رسیده اند و مشکلات خاص خود رابوجود آورده اند ، وازطرف دیگر واقع درسن ازدواج می باشند ، که
موضوع مورد بحث دراین مقاله است .
۵۵ ھستند ، ازتعداد بسیار بالاتری - چنانچه آمار ١٣٧۵ نشان می دھد جمعیت ١٠ تا ٢٠ ساله ، که ھمانا متولدین ۶۵
نسبت به جمعیت متولدین دھه ھای قبل و بعد از آن برخوردار می باشند .